من هم شبی

من هم شبی
به خاطره ها
تبدیل میشوم
خط میخورم
ز هستی اش و
تعطیل می شوم
دیدگاه ها (۷)

سلامتی دختری ...که سه نصف شب زنگ زد به عشقش.......دید اشغاله...

خخخ

دختری از هویزهبهش می گفتن: «آخه تو که پسر نیستی،چه جوری می خ...

پدرش اجازه نمی‌داد برود. یک روز آمد و گفت: «پدر جان! می‌خواه...

تاریخ به قدری عجیبه که

آموخته ام وقتی ناامید میشوم خدا با تمام عظمتش ناراحت میشودو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط