خداوندا...

خداوندا...
نه آنقدر پاکم که کمکم کني...
و نه آنقدر بدم که رهايم کني...
ميان اين دو گم شده ام...
هم خود و هم تو را آزار ميدهم...
هرچه تلاش کردم نتوانستم آني شوم که تو ميخواهي...
وهرگز دوست ندارم آني شوم که تو رهايم کني... خدايا...
"دستم به آسمانت نميرسد...
اما تو که دستت به زمين ميرسد, بلندم کن"...!!!
دیدگاه ها (۱)

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط