" خسته ام مثل در آغوش کسی جا نشدن"
" خسته ام مثل در آغوش کسی جا نشدن"
حس عریان پری از تو تماشا نشدن
شب عشقی که جنون می کشدم با مهتاب
با تو بودن ،زتو گفتن و تمنا نشدن
حسرت گرمی عریانی لبهای شهاب
خواب مهتاب شدن ، قصه فردا نشدن
واژه ها سخت غریبند ز بیتابی دل
عاشق بوسه باران و چو دریا نشدن
آرزوی پر پرواز پری بودن عشق
ترس در حسرت دل ماندن و پر وا نشدن
چون قفس می کشی ام پشت حصاری پنهان
در حصار تو شدن ، عاشق دنیا نشدن
عشق بازی به سکوت غم پنهان پری
تاب زلفان سیه ،عاشق رسوا نشدن
پرسه در کوچه افکار پریشان و غریب
در حریم دل تو یکه و تنها نشدن
از دل واژه چکیدن چو غزال باران
در غزل واژه شدن بیهده م
حس عریان پری از تو تماشا نشدن
شب عشقی که جنون می کشدم با مهتاب
با تو بودن ،زتو گفتن و تمنا نشدن
حسرت گرمی عریانی لبهای شهاب
خواب مهتاب شدن ، قصه فردا نشدن
واژه ها سخت غریبند ز بیتابی دل
عاشق بوسه باران و چو دریا نشدن
آرزوی پر پرواز پری بودن عشق
ترس در حسرت دل ماندن و پر وا نشدن
چون قفس می کشی ام پشت حصاری پنهان
در حصار تو شدن ، عاشق دنیا نشدن
عشق بازی به سکوت غم پنهان پری
تاب زلفان سیه ،عاشق رسوا نشدن
پرسه در کوچه افکار پریشان و غریب
در حریم دل تو یکه و تنها نشدن
از دل واژه چکیدن چو غزال باران
در غزل واژه شدن بیهده م
- ۲.۳k
- ۰۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط