ویو شوگا

ویو شوگا

رفتم عمارت دیدم اون پسره کیم با پارک عمارت بودن....
سلام دادم بهشون ولی جونگ کوک با یه اخم خیلی بدی نگا میکرد رفتم بالا لباسم رو عوض کردم
رفتم پایین ازشون پرسیدم قهوه یا چای جواب دادم به اجوما گفتم ۴ تا قهوه بیاره نشستم کناره کوک....
ولی ولی یه چیزی خیلی عجیب بود اونم اونم بوی رایحه ی عجیبی بود که که خیلی خوشبو بود انگار از پارک بود...
ویو کوک

داشتم حرف میزدم که وقتی با شوگی نگا کردم دی. کش عجیب بود به چشاش نگا کردم که دیدم وای هم گرگش بیداره هم داره داره به پارک نگا میکنه
داشتم فکر میکردم که برا چیه که بوی رایحه عجیبی از پارک به بینیم رسید....
ولی انگار از قبل صاحب پیدا کرده...
اجوما اومد قهوا ها رو روی میز گزاشتو گفت بفرمایید..
داشتیم قهوه میخوردیم که پرسیدم
اقای کیم میتونم اسمتونو بپسرم؟
♡اره اسم من تهیونگه..
و اقای پارک
_اسم من جیمینه
او چه اسم های زیبای دقیقا عین خودتون
♡اوه ممنون نظر لطفته...
ولی اسم شما چی؟
☆اوه یادم رفت من جئون جونگ کوک و رفیقم شوگا هست
♡واووو اسماتون چقدر بهتون میاد.!
خوشبختم
جیمین _ شوگا #
جونگ کوک☆ تهیونگ ♡


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۳)

جیمین _شوگا#جونگ کوک ☆ تهیونگ♡ویو تهیونگ اروز کلی برنامه ریز...

بانو های زیبا 🛐🛐ممنون از حمایتاتون 🥹

یکمی اسمات... ویو کوک تو اتاق بار بودم یه دختر هرزه اومد تو ...

part22 عشق پنهان《ویو ات》از حرفم پشیمونم . شام مون رو خوردیم ...

part30 عشق پنهان《ویو ات》از کنار جونگ کوک رفتم و نشستم روی صن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط