بددردیه....

بددردیه....
دیدگاه ها (۲)

...

....

باچشمان خیس دنبال قبرم میگشت،یادش بنودروزی بهم گفت:گورت راگم...

سیگارفروش گوشه خیابان هم فهمیداماتوهنوزنمیدانی که من دودمیشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط