لحظه ها میگذرند و روز ها را خاکستر میکنند و من در گرد و غ
لحظه ها میگذرند و روز ها را خاکستر میکنند و من در گرد و غبار این ثانیه ها می دوم،به دنبال چه؟ نمیدانم....
هراسانم از آنکه فصل ها پوست بیندازند و من هنوز در کالبد خویش بمانم...
شاید خیالی ست بس بیهوده که رسیده باشم به آنچه خواسته ام،به آنچه که باید میرسیدم و به آنچه که لیاقت رسیدن به آن را داشته ام....
تشنه لبم،دروغ است اگر بگویم به جرعه ای بیش نیازمند نیستم...
دریا میخواهم به وسعت آفاق،به وسعت دریا....
پ.ن بهشتی بودم رد پای اردیبهشت را که دنبال کردم به دنیا آمدم...تولدم مبارک
هراسانم از آنکه فصل ها پوست بیندازند و من هنوز در کالبد خویش بمانم...
شاید خیالی ست بس بیهوده که رسیده باشم به آنچه خواسته ام،به آنچه که باید میرسیدم و به آنچه که لیاقت رسیدن به آن را داشته ام....
تشنه لبم،دروغ است اگر بگویم به جرعه ای بیش نیازمند نیستم...
دریا میخواهم به وسعت آفاق،به وسعت دریا....
پ.ن بهشتی بودم رد پای اردیبهشت را که دنبال کردم به دنیا آمدم...تولدم مبارک
- ۷.۶k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط