میخواهم دوباره قدم بزنم دوباره حس کنم دوباره اشک بریزم

میخواهم دوباره قدم بزنم، دوباره حس کنم، دوباره اشک بریزم، دوباره خیابان ها را از اول تا آخر با قدم های کوتاه و بلند طی کنم.. اما؛ عبورِ سوزناکِ خاطراتمان، از کوچه پس کوچه‌های مارسی را چه کنم؟!
دیدگاه ها (۰)

در سکوت شب... پناهی نبود ٭ جز بوسهایت ـ

جونگکوک به من نگاه کن!من همون تازه واردیم که نگاهش انتظار نگ...

من‌آنقدر لعنت‌ شده‌ام که هیچ چیز برایم جالب نیست، هیچ چیز مر...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌اگر من از تا...

چند پارتی.....NEME : پیچ و خم در وینستونG_=در شبی تاریک و مه...

در کوچه های شهر، تنهایی قدم بزن . بگذار که زنگ ناامیدی در سر...

گل های مرده ی عشقشان....آن روز اشک هایشان با باران یکی شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط