ای که بی توخودمو تکوتنهامیبینم..

ای که بی توخودمو تکوتنهامیبینم..
هرجاکه پامیزارم تورواونجامیببنم..

یادمه چشمهای توپردردوغصه بود..
قصه غربت توقدصدتاقصه بود..

یادتوهرجاکه هستم بامنه..
یادت عمرمنوآتیش میزنه..

توبرام خورشیدبودی توی این دنیای سرد...
گونه های خیسمودستای توپرمیکرد
حالااون دستاکجاست..
اون دوتادستهای خوب..چرابی صداشده لب قصه های خون..
من که باورندارم.اون همه خاطره ها
پشت این آسموناکاشکی یک پنجره بود..
آسمون سنگی شده خداانگارخوابیده..
انگارازاون بالاهاگریه هاموندیده..
یادتوهرجاکه هستم بامنه.....
داره عمرمنوآتیش میزنه......
دیدگاه ها (۱۷)

yaaaaaas....che por.EHSAS.گوش کن...سخته حرفم .رسیده وقت رفتن...

بازدوباره میزنه قلبت توسینه سازموتوسکوتت میشنوی زمزمه آوازمو...

لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ !از گرما می نالیم. از سرما فرار می...

( مشکلات عروس باخوانواده شوهر)اگه همیشه باهاشون رفت و آمد ک...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

قفس سفید مخملی

پارت ۲: انتخابی که برگشت ندارهسکوتِ اتاق فقط با صدایِ ریزِ ب...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²²یک هفته بعد___________...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁷آیلا عق...

پارت بیست‌ و پنجم | خاطرههواپیما مدت‌ها بود از زمین فاصله گر...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط