Slave ♡ Season ♡ Part ۲۴۶

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۴۶


همین یک جمله کافی بود تا موتور دلبری میسو روشن شود ناگهان سرش را پایین انداخت و چانه‌اش را به سینه‌اش چسباند. لبخندی پهن روی صورتش نشست که چال گونه‌اش را نمایان کرد و از زیر پیشانی، یواشکی به جیمین نگاه کرد. از شدت ذوق، پاهای کوچکش را روی فرش تکان می‌داد و انگشتان پایش را جمع می‌کرد.میسو که انگار گنجی پیدا کرده باشد، سریع لنگه‌کفش عروسکش را از روی زمین برداشت. با قدم‌های پنگوئنی ، در حالی که تعادلش را با تکان دادن دست‌های تپلش حفظ می‌کرد، به سمت مبل رفت. وقتی به زانوی جیمین رسید، کفش را با افتخار بالا گرفت تا به او نشان دهد.جیمین دستش را جلو آورد تا کفش را بگیرد، اما میسو طبق عادت ۱۸ ماهگی‌اش، ناگهان دستش را عقب کشید، صورتش را پشت دست‌هایش قایم کرد و با صدای ظریف و آهنگینی گفت: دَدَ و بعد با یک جیغ کوتاه از سر شوق، خودش را روی پاهای جیمین انداخت و صورتش را به پارچه شلوار او مالید جونگ کوک نفس راحتی کشید از اینکه جیمین ناراحت نشد و گفت : بریم شام بخوریم من که خیلی گرسنمه
از روی مبل بلند شد و میسو رو از روی زمین بلند کرد در آغوشش گرفت
جیمین محو گفتن «جیمی» میسو شده بود با شوک از روی مبل بلند. شد
دیدگاه ها (۰)

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۴۷جیمین در آرامش کاملا مشغول خوردن غذ...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۴۸جیمین با دست و پاهای لرزان وارده ات...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۲۴۵جونگ کوک که از پله ها پایین آمد و...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۴۴جیمین : بعد از اون شب زندگی همه عوض...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 47 ایزابلا آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط