دیوانه نمودم دل فرزانه خود را

دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
غیر از تو که افروخته ای شعله به جانم
آتش نزند هیچ کسی خانه خود را
دل کوچه به کوچه دود و نام تو گوید
باز آ ، ببر این مرغک بی لانه ی خود را
دیدگاه ها (۱)

بہ تمامِ دستهایی‌ڪہ عاشقانہ بہ سمتم آمدندڪَفتم نہاز ترسِ از ...

گاهیﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﺵ ﮐﻨﯽﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼﻧﮕﺎﻫﺶ میکنیﺍﺷﮑﺎﺕ ﺳ...

دل چه دنیای قشنگی داردبزرگ میشود"عاشق"میشودتنگ میشودمیشکندمی...

همیشه گفته انددعا در حق دیگری زودترمستجاب می شود...گاهی بی ه...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

شُدم پیر و نجستم خانه ات راندیدم    گوهرِ    یکدانه ات رانچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط