نظر رهبر معظم انقلاب درباره انداختن عریضه در چاه جمکران

نظر رهبر معظم انقلاب درباره انداختن عریضه در چاه جمکران :

ماجرای دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده‌ی شهید «آلفرد گبری» در تاریخ 28 بهمن 1389 که از زبان «روبرت گبری» برادر شهید ارمنی روایت می‌کند.
«[روبرت گبری : من خودم عاشق هیئتم، محرم هر شب می‌‎روم. تازه جمکران هم رفته‌ ام. وقتی این را به ایشان می‌گویم اصلا تا اسم جمکران را می‌‎شنوند، یک لبخند زیبا می‌‎زنند و می‌گویند؛ جمکران، به ‎به.
می‎گویم که من نامه نوشته‌‎ام و در چاه جمکران انداخته‌ام.
[آیت ‎الله خامنه‎ ای: «حالا آن نامه را نمی‎خواهد آنجا بیاندازید. شما جمکران اگر رفتی، برو آنجا، یک آقایی وجود دارد که بدان این آقا می‎شنود حرفت را. مخاطب قرارش بده. خودت بدان داری با یکی حرف می‎زنی. با او حرف بزن، بدان که خدای متعال جواب می‎دهد. تردید در این نداشته باش، درست می‎شود. نامه‌ی داخل چاه و اینها لزومی ندارد. نه یک سند درستی دارد، نه لازم است. حالا به فرض، سند هم داشته باشد، چیز لازمی نیست. آن‎هایی که قدرت کار را دارند، می‎توانند تصرف کنند، آنها محتاج به نامه نیستند. وقتی خواستی حرف بزنی، دلت به حرکت می‎آید، به حرف می‎آید. برو با دلت با آنها حرف بزن.
من یک وقتی یک شعری گفته بودم درباره‌ی امام زمان سلام ‎الله علیه. رفتم جمکران و خب تضرع و توجه و نماز و همین اعمال که هست، دیدم آرام نمی‎گیرم، راحت نمی‎شوم. بلند شدم و ایستادم. دفترم هم در جیبم بود، دفتر شعر را در آوردم، گفتم آقاجان این شعر را برای شما گفته‎ام، می‌خوانم برایتان. شروع کردم شعر را خواندن، آهسته البته. هیچ‎کس هم متوجه نبود. یک غزلی بود از ابتدا تا آخر غزل را خطاب به حضرت خواندم، گمان می‎کنم تأثیری که آن غزل در حال من کرد، آن نماز مخصوص و آن چیزها نکرد. آدم با دلش که حرف بزند، اینطوری است.»

نقل از: کتاب مسیح در شب قدر، انتشارات صهبای جهادی.
دیدگاه ها (۴)

اُمُّل بودن جسارت میخواد!!!*اینکه وسط یه عده بی نماز،نماز بخ...

#ﻭﺍﻗﻌﺎزیباست-ﺣﺘﻤﺎﺑﺨﻮﻧﻴﺪﺵ . یاعلیﺯﻣﺎﻧﯽ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﺍﻫﻞ ﺗﺴﻨﻦ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻋ...

جواب دندان شکن میثم صفر پور به شعر سیمین بهبهانی اول شعر س...

اومد کنارم نشست و گفت: حاج آقا یه خاطره برات تعریف کنم؟گفتم:...

#خدا #چوب_خدا #کارما #تقاص #زندگی #ناعدالتی #دل_شکسته#دل_نوش...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

پارت ۲۸زمان که میگذشت، حقیقت پررنگ تر میشد. خورشید تا ابد پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط