پارت

پارت ۱

*ویو جونگ آه*
صبح با سر درد بدی بیدار شدم لعنتی حتما به خاطر دیشبه ، دیشب روز آخر تابستون بود و ما یه پارتی کوچولو داشتیم خیلی کوچولو
همه دوستام دعوت بودن و کلی خوش گذشت آهههه خیلی خسته ام و حوصله ندارم برم مدرسه و با اون پسرای نچسب سرو کله بزنم . هوفف مهم نیست دیگه باید برم ...

با نیکا رسیدیم مدرسه همه پسرا دورمون جمع شدن با چشمام داشتم دنبال جیهون میگشتم که یهو یک نفر از پشت دستش رو گذاشت رو شونم و مارو از جمعیت کشید بیرون اره جیهون بود

سلام کردم و باهم رفتیم تو کلاس

جونگ آه : وای جیهون اگه تو نبودی با اون همه جمعیت ما له میشدیم 😅

جیهون : خب جونگ آه بعد اینکه من رفتم کسی اذیتت نکرد ؟

جونگ آه : نه ، مرسی که تمام مدت حواست به من بود

نیکا : جیهون مرسی که اومدی خیلی خوش گذشت ...

جیهون : خواهش میکنم

جونگ آه : تو ذهنش " من که میدونم این دو تا همو دوست دارن فقط نمیتونم ثابت کنم "

جونگ آه : اوپا به قیافم میاد که آیدل بشم ؟

جیهون : معلومه اگه خوش قیافه نبودی که این همه خاطر خواه نداشتی

نیکا : اره دختر لاغر هم که هستی ...
تو الان این همه خاطر خواه داری حالا فکر کن آیدل هم بشی
فکر کنم همه ایرانی ها این جور باشن مگه نه ؟

جونگ آه : اره هستن ولی بعضیاشون لاغر نیستن ...

همین طور گرم صحبت بودن که یهو ...

خماری ... هاهاها
خب این چون پارت اول بود شرط نداره سعی میکنم تو شرطا زیاد سخت گیر نباشم
راستی اسم براش انتخاب نکردم اگه چیزی میدونین بهم بگین هیچی به ذهنم نمیاد

میدونم بد شد 🫠
اما امیدوارم خوصتون اومده باشه
خوشملا ☺️

چون شرط نداره دلیل نمیشه لایک و کامت نزاری هااا 🔪🔪
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ داشتیم حرف میزدیم که یهو ...سونگ ووک اومد ، سونگ ووک ...

پارت ۳ جیهون و نیکا : او چه مغرور و شجاع جوگ آه : هی من مغرو...

شلام خوشملا میخوام یه رمان بنویسم بهم بگید خوبه یا نه ایده خ...

سناریو ...وقتی عضو هشتمی و همشون روت کراشن و یه روز یه فن بو...

عاشقان حسود پارت ۱۰زبونش رو دراورد و گفت جونگ اه : هیی نگاه ...

عاشقان حسود پارت ۹ اجوما : او .. پسرا اومدین ... بیاین سر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط