آه ، از چشمِ ترم ، آخرِ کارم پیداست

آه ، از چشمِ ترم ، آخرِ کارم پیداست
آه ، هر سو نگرم چهره ی یارم پیداست

آن سیه مو به نگاهی دل دیوانه ربود
آه ، دلدادگی از چشمِ خمارم پیداست

آه ، من باخته ام ، هم سر و هم سامانم
آه ، این باختن از نقل قمارم پیداست

سینه ام سنگِ سیاهی که از آن می شنود
آه ، نوری ست که از شمعِ مزارم پیداست

دین و ایمان به سرِ زلفِ سیاهش دادم
تیرگی های دلم از شبِ تارم پیداست

هر کسی حال مرا دید ، یقینا فهمید
رازِ دل از سخن آینه وارم پیداست

ابری ام ، زخمی ام و ، حالِ مرا می داند
آه ، دلتنگی ام از بغضِ بهارم پیداست
دیدگاه ها (۲)

او می رَوَد از اینجا،من سَر کِشَم به هرجا گیرم ز او نشانی،...

سکوت و صدای تو را دوست دارمتو خوبی.. خدای تو را دوست دارممرا...

همه عاشق شدن را بلدند...اما، فقط تعداد کمی هستند که بلدند چگ...

“گـریه” آخـریـن چیزیست کــــہ بـاقی مـیــمـانـد …و “بـــــغـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط