من با استعداد بودم، یعنی هستم.

من با استعداد بودم، یعنی هستم.
بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه می‌کنم
و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم یا یک چیز دیگر.
ولی دست‌هایم چه کار کرده اند ؟
یک جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره...
دست‌هایم را حرام کرده‌ام، همین‌طور ذهنم را...

کتاب عامه پسند
اثر چارلز بوکوفسکی
دیدگاه ها (۵)

مدرسه رفتن را با یاد گرفتن اشتباه نگیرید.من‌ به هاروارد نرفت...

کتاب ها مانند چاه هایی هستند که آبهای سرد را در عمق پایین بر...

برخی آدم ها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می‌گذرندتا به ما درس...

وقتی گلی را دوست دارید آن را می چینید.اما وقتی عاشق گلی هستی...

پژواگ در دنیا بی صدا

p1بوی عطر قدیمی، دوباره تمام فضای سالن را پر کرده بود. همان ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط