ترجمه سوره القم
ترجمه سوره القم
نام خداوند بخشنده بخشايشگر
ن، سوگند به قلم و آنچه مينويسند، (1)
كه به نعمت پروردگارت تو مجنون نيستى، (2)
و براى تو پاداشى عظيم و هميشگى است! (3)
و تو اخلاق عظيم و برجستهاى دارى! (4)
و بزودى تو مىبينى و آنان نيز مىبينند، (5)
كه كدام يك از شما مجنونند! (6)
پروردگارت بهتر از هر كس مىداند چه كسى از راه او گمراه شده، و هدايتيافتگان را نيز بهتر مىشناسد! (7)
حال كه چنين است از تكذيبكنندگان اطاعت مكن! (8)
آنها دوست دارند نرمش نشان دهى تا آنها (هم) نرمش نشان دهند (نرمشى توام با انحراف از مسير حق)! (9)
و از كسى كه بسيار سوگند ياد مىكند و پست است اطاعت مكن، (10)
كسى كه بسيار عيبجوست و به سخن چينى آمد و شد مىكند، (11)
و بسيار مانع كار خير، و متجاوز و گناهكار است؛ (12)
علاوه بر اينها كينه توز و پرخور و خشن و بدنام است! (13)
مبادا بخاطر اينكه صاحب مال و فرزندان فراوان است (از او پيروى كنى)! (14)
هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مىشود مىگويد: «اينها افسانههاى خرافى پيشينيان است! سذللّه (15)
(ولى) ما بزودى بر بينى او علامت و داغ ننگ مىنهيم! (16)
ما آنها را آزموديم، همان گونه كه «صاحبان باغ» را آزمايش كرديم، هنگامى كه سوگند ياد كردند كه ميوههاى باغ را صبحگاهان (دور از چشم مستمندان) بچينند. (17)
و هيچ از آن استثنا نكنند؛ (18)
اما عذابى فراگير (شب هنگام) بر (تمام) باغ آنها فرود آمد در حالى كه همه در خواب بودند، (19)
و آن باغ سرسبز همچون شب سياه و ظلمانى شد! (20)
صبحگاهان يكديگر را صدا زدند، (21)
كه بسوى كشتزار و باغ خود حركت كنيد اگر قصد چيدن ميوهها را داريد! (22)
آنها حركت كردند در حالى كه آهسته با هم مىگفتند:» (23)
«مواظب باشيد امروز حتى يك فقير وارد بر شما نشود!» (24)
(آرى) آنها صبحگاهان تصميم داشتند كه با قدرت از مستمندان جلوگيرى كنند. (25)
هنگامى كه (وارد باغ شدند و) آن را ديدند گفتند: «حقا» ما گمراهيم! (26)
(آرى، همه چيز از دست ما رفته) بلكه ما محروميم!» (27)
يكى از آنها كه از همه عاقلتر بود گفت: «آيا به شما نگفتم چرا تسبيح خدا نمىگوييد؟! (28)
گفتند: «منزه است پروردگار ما، مسلما ما ظالم بوديم!» (29)
سپس روبه يكديگر كرده به ملامت هم پرداختند، (30)
(و فريادشان بلند شد) گفتند: «واى بر ما كه طغيانگر بوديم! (31
نام خداوند بخشنده بخشايشگر
ن، سوگند به قلم و آنچه مينويسند، (1)
كه به نعمت پروردگارت تو مجنون نيستى، (2)
و براى تو پاداشى عظيم و هميشگى است! (3)
و تو اخلاق عظيم و برجستهاى دارى! (4)
و بزودى تو مىبينى و آنان نيز مىبينند، (5)
كه كدام يك از شما مجنونند! (6)
پروردگارت بهتر از هر كس مىداند چه كسى از راه او گمراه شده، و هدايتيافتگان را نيز بهتر مىشناسد! (7)
حال كه چنين است از تكذيبكنندگان اطاعت مكن! (8)
آنها دوست دارند نرمش نشان دهى تا آنها (هم) نرمش نشان دهند (نرمشى توام با انحراف از مسير حق)! (9)
و از كسى كه بسيار سوگند ياد مىكند و پست است اطاعت مكن، (10)
كسى كه بسيار عيبجوست و به سخن چينى آمد و شد مىكند، (11)
و بسيار مانع كار خير، و متجاوز و گناهكار است؛ (12)
علاوه بر اينها كينه توز و پرخور و خشن و بدنام است! (13)
مبادا بخاطر اينكه صاحب مال و فرزندان فراوان است (از او پيروى كنى)! (14)
هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مىشود مىگويد: «اينها افسانههاى خرافى پيشينيان است! سذللّه (15)
(ولى) ما بزودى بر بينى او علامت و داغ ننگ مىنهيم! (16)
ما آنها را آزموديم، همان گونه كه «صاحبان باغ» را آزمايش كرديم، هنگامى كه سوگند ياد كردند كه ميوههاى باغ را صبحگاهان (دور از چشم مستمندان) بچينند. (17)
و هيچ از آن استثنا نكنند؛ (18)
اما عذابى فراگير (شب هنگام) بر (تمام) باغ آنها فرود آمد در حالى كه همه در خواب بودند، (19)
و آن باغ سرسبز همچون شب سياه و ظلمانى شد! (20)
صبحگاهان يكديگر را صدا زدند، (21)
كه بسوى كشتزار و باغ خود حركت كنيد اگر قصد چيدن ميوهها را داريد! (22)
آنها حركت كردند در حالى كه آهسته با هم مىگفتند:» (23)
«مواظب باشيد امروز حتى يك فقير وارد بر شما نشود!» (24)
(آرى) آنها صبحگاهان تصميم داشتند كه با قدرت از مستمندان جلوگيرى كنند. (25)
هنگامى كه (وارد باغ شدند و) آن را ديدند گفتند: «حقا» ما گمراهيم! (26)
(آرى، همه چيز از دست ما رفته) بلكه ما محروميم!» (27)
يكى از آنها كه از همه عاقلتر بود گفت: «آيا به شما نگفتم چرا تسبيح خدا نمىگوييد؟! (28)
گفتند: «منزه است پروردگار ما، مسلما ما ظالم بوديم!» (29)
سپس روبه يكديگر كرده به ملامت هم پرداختند، (30)
(و فريادشان بلند شد) گفتند: «واى بر ما كه طغيانگر بوديم! (31
- ۷۱۴
- ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط