مشکی آرام من...

مشکی آرام من...
من تورا با تمام دست و پاگیر بودنت میخواهم...
من تا قبل از اینکه به تو پناه ببرم
زیبایی میخواستم
اما
بعد از اینکه به تو پناه اوردم...
تازه خداوند از زیبایی هایش پرده برداشت...
و در این ثانیه میگویم من زیبایی نمی خواهم ، زیبایی های(خداوند) مشکی آرامم را می خواهم
که به من آرامش هدیه داد...
من نگاه مادرم فاطمه را می خواهم
مشکی آرام من
میدانی تو فلسفه ای برای...
حسینی بودنم هستی...
و چه فلسفه ای بهتر که من تا ابد عزادار حسینم...
مشکی آرامم،من به تو پناه بردم تا زیبایی های معشوقه ام و خالقم را ببینم...

نظرتون چیه اجی درباره متن؟
#مشکی-آرام-من
دیدگاه ها (۶)

از این اتفاقات کم نداریم...

خوب کردی که رخ از آینه پنهان کردی...هر پریشان نظری لایق دیدا...

اینم گلدونم که واسم‌ هدیه اوردن...#بونسای

سپیدی هایت چه زیباستوقتی به روی سراسر مشکی چادرمجا خوش میکنی...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟵[ویو ا.ت]دو روز بود که اون...

پارت ۲۲:سلام من به زندگی جدید(Rose)۹ مارس سال ۱۹۹۳.شروع دفتر...

بازی خطرناکپارت : ۳۴ خورشید کم‌کم پشت ساختمان‌های بلند سئول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط