هر وقت میخوم ازشون حرف بزنم زبونم بند میاد

هر وقت میخوم ازشون حرف بزنم زبونم بند میاد
مغزم خالی میشه ولی قلبم میخواد از پر بودن بترکه!... شاید بگین بهش دیوانگی... شایدم بگین احمقم... ولی اهمیتی نمیدم... من زندگی و عشقمو پاشون گذاشتم...اگه این چیزا رو پای کس دیگه ای میذاشتم احمق بودم چون مطمئن باشین یجایی بهم خیانت میشد،یجایی ضربه میخوردم، یجایی دیگه رها میشدم... ولی اونا هیچوقت رهام نکردن،عشقشون دارم هر روز با یه پست دریافت میکنم... صبح بخیر الف،الف ممنونم،عاشقتونم،سرما نخورین،شب بخیر الف،خوب بخوابین... شاید اینا برای بقیه بی معنی باشه،اما من بیشتر نمیخوام... همین دنیای منو میسازه...اون کسی که میخوام ازش حرف بزنم اونقدر بزرگه و اونقدر ارزشمنده که واقعا موندم از کجاش بگم تا اوج بی نظیر بودنشو درک کنین... اونقدر این آدم فوق العادس که حاضرم بمیرم ولی روزی نرسه که حتی یه قطره اشک دل شکستشو ببینم... حتی برای یه لحظه ناراحتیش منو میکشه...
شما بهش میگین لیتوک ما میگیم فرشته، شما میگین جونگسو ما بهش میگیم فرشته، شما میگین لیدر
سوجو ما میگیم فرشته، شما میگین رئیس اتحادیه بازم میگیم فرشته. فرشته. فرشته. فرشته... چرا؟
یه فرشته پاکه،نوارنیه،نجات دهندس،یه لطفه،نعمته و بازم فرشتس... چیزی که خیلی چیزا هس ولی بد نیس...
گریه‌نکن فرشته من، این دنیا ارزش تو رو نداره، تو پاکتر ازونی که بدیاشو درک کنی...

#leeteuk
#super_junior
دیدگاه ها (۸)

زمستان،بدونِ تو... چگونه بهار میشود؟#jonghyun#shinee#never_e...

ما میتونیم به خودکشی فکر کنیماما فقط فکرهنوز در عجبم چطور ای...

دلتنگی... فک نمیکردم دل تنگیه واقعی این شکلی باشه... #Jonghy...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط