اکس مافیای من پارت

اکس مافیای من پارت ۳
رزی:مهمونی چی؟
تهیونگ: همینجوری میخوام یه مهمونی بگیرم به مناسبت بازگشتم
رزی:آها اوکی
تهیونگ: آره ولی ببین هر کاری برای فردا داری کنسل کن که فردا تمام و کمال در اختیار منی اوکی؟
رزی:عههههه چرا؟
تهیونگ:چرا داره آخه😐
همین که گفتم الانم من میرم کارمندای شرکت رو دعوت کنم باشه؟
رزی: باشه برو
تهیونگ : خب پس فعلا کوچولو(بغلش کرد)
رزی:هیییییی من کوچولو نیستمممممممممم
تهیونگ می‌خنده و همون‌جوری که داره می‌ره میگه :چرا هستیییی
رزی: (خنده) دیوونه
پرش زمانی به شب
ویو رزی
آخیش بالاخره کارام تموم شد کتمو برداشتم و از اتاقم اومدم بیرون که متوجه صدایی که میومد شدم.
زیر لب: وا هیچکس که تو شرکت نیس پس این صدا از کجاست
صدا رو دنبال کردم که فهمیدم از اتاقه جئونه کنجکاو شدم و از لایه در نگاه کردم و با چیزی که دیدم حس کردم ته قلبم خالی شد
اون جئون بود که اون دختره جـــــــ----------ده رو روپاهاش گذاشته بود و با ولع داشتن همو میبوسیدن😭
الان با خودتون میگید اون دختره جــــــــــــــ-----ده کیه؟
هه معلومه دیگه اون یونای عوضی
پا تند کردم و سریع از شرکت خارج شدم نگهبان ماشینمو آورد و سوار شدم و سرمو گذاشتم رو فرمون آه اصلا به من چه منو اون خیلی وقته که جدا شدیم اصلا هر کاری دلش میخواد بره بکنه چون من الان دیگه یه زندگی جدید دارم آره اصلا به درک
سرمو از رو فرمون برداشتم و ماشینو روشن کردم و به سمت خونه راه افتادم .
پرش زمانی به فردا
ساعت ۹:۳۰ دقیقه صبح
ویو رزی با صدای زنگ گوشیم از خواب نازنینم بیدار شدم دیدم که خرس عسلی داره زنگ میزنه الان با خودتون میگید خرس عسلی دیگه کیه ؟ خب راستش رو بخواین تهیونگ رو خرس عسلی سیو کردم😅
گوشیو جواب دادم که یه صدای بم از اونور گوشی گفت خانم کوچولو نمی‌خوای بلند شی؟
رزی:عااااااا اوپاااااا خوابم میاددددد چیشدهههه؟
تهیونگ: متاسفانه الان دیگه وقت خواب نیست بلند شو حاضر شو بیا پایین😁
رزی: چییییییی؟ تو مگه الان کجایی؟
تهیونگ:من پایینم دیروز هم بهت گفتم امروز کلا در اختیار منی.
رزی: باشههههه الان میام.
ویو رزی
بلند شدم و رفتم wc کارای لازم رو انجام دادم و اومدم بیرون یه میکاپ ملایم کردم لباسامو پوشیدم (عکسشو گذاشتم )و موهامو ریختم دورم سریع رفتم پایین
ادامه داردددد...........
دیدگاه ها (۵)

سلاممم عشقای من🎀قند عسلا یه خواهشی ازتون دارم😅میشه لطفا از ا...

اکس مافیای من پارت ۴ویو رزی رفتم پایین که با تهیونگ که با یه...

اکس مافیای من پارت ۲وایییی تهیونگ بود که اومد داخل باورم نمی...

قند عسل من مهربونم بابت حمایتت ازت خیلی ممنون نفسم تو خیلی خ...

اکس مافیای من پارت۶رزی:خببب آره ولی چطوری؟تهیونگ: ببین الان...

بچه ها یادم شد که بگم که رزی داخل یه شرکت کار می‌کنه که رئیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط