در روزگاررانی دور غریبی وقت اذان وارد قربه ای شد و برای ن

در روزگاررانی دور غریبی وقت اذان وارد قربه ای شد و برای نماز به مسجد رفت. امام جماعت را دید که یک پا و یک دست یک گوشش را بریده اند و همیطور یک چشمش را از کاسه دراورده اند از ریش سپیدی علت را پرسید.
پیرمرد لبخندی زد و گفت:راه خطا رفت به حکم شرع پایش را قطع کردیم. دزدی کرد دستش را بریدیم. گوش به خطا سپرد گوشش را کندیم و چشم به نامحرم دوخت چشمش را از کاسه دراوردیم
مرد با طعنه گفت: با این همه فضیلت چطور امام جماعتش کردید؟
پیرمرد سری تکان داد و گفت: اگر جلوی چشم مان نباشد وقت نماز کفش هامان را می دزدد !
دیدگاه ها (۲)

اگر رفسنجانی بد و... است پس چرا رهبری اورا برکنار نمی کند؟؟...

حافظ

دلم یه کتاب خونه توی اتاقم میخواد خیلی خاصو رویاییه ⭐💕🧚‍♀️😭...

https://wisgoon.com/v/XVRU169LY1@mobina.one مثل یه نسیم خنک ...

عزیز البریهی

پدرم نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط