گابلین

#گابلین
پارت 21

هیونجین چونه فلیکس رو میگیره
♡: خودت خوب میدونی که من وقتی خون کسی رو بخورم که از رو گردن باشه و فرشته باشه اون فقط میتونه با من ازدواج کنه و بچه برام بیاره
پس من شوهر توام
☆: ازت بدم میاد
میره پایین
غذا رو میکشه
شروع میکنه خوردن
ذهن فلیکس: چرا انقدر خون آشام جذابهههه اه نمیتونم مقاومت کنم این بده این همونیه که تو پاتوق دیدمش و عاشقش شدم الان عاشقشم مخصوصا که دیگه نمیتونم کاری کنم
میخوره غذاش رو
بلند میشه و میز رو جمع میکنه
شروع میکنه ظرف شستن که هیونجین از پشت بغلش میکنه
فلیکس نگاهش میکنه
لبخند میزنه
به خودش میاد
☆: هعییییی ولم کن
♡: عاااا فلیکس اذیت نکن دیگه من به خاطر تو اومدم اینجا میدونی چند وقته دنبال توام تو فرشته منی
نکن دیگه ناراحت میشم این جوری بعدشم من اینجام تا از تو در مقابل اون چان عوضی بقیه حفاظت کنم
فهمیدی؟
☆: اره فهمیدم ببخشید خب راستش اون روز اول که دیدمت کراش زدم روت ولی نمیدونستم دنبال منی
وقتی هم با اون ماسک اومدی واسه اینکه دیگه ندیدمت تصمیم گرفتم بیام تو رابطه واسه همین
تو تمام کارا همراهی کردم الانم چون ازت میترسم اینا رو میگم خب طبیعیه که بترسم همیشه خون آشام ها برای فرشته ها خطرناک بودن ولی از تو نمیتونم بگذرم
خب پس بیا قوانین خودمون رو بزاریم
♡: هعی فلیکس خوبی سالمی؟ سرت جاییی خورده؟
☆: اخی باور کردی نخیر ازت متنفرمممم گم شو
دست هاش رو خشک میکنه و میره سمت پله ها
یهو هیون بلندش میکنه و میندازتش رو کولش
☆: ولممممممممممم کن کمکککککککککک
-دست و پا میزنه
هعی منو کجا میبریییییییییی
♡: خونمون اینجا هم میمونه تا بفروشمش
☆: نههههههههههه اینجا مال منه خاطرات من توشه
ولم کن بزار منو زمین
سعی میکنع از نیرو هاش استفاده کنه
♡: جوجه اینا رو من اثر نداره نمیتونی
☆: هوفففففف ولم کننننننن
فلیکس رو پرت میکنه تو ماشین
سوار ماشین میشه و ماشین شروع به حرکت میکنه
فلیکس وول میخورههه
هیون دست و بال فلیکس رو میگیره
♡: فلیکس بشینننن انقدر وول نخور
☆: نمیخواممممممم ولم کننننننننننن
میرسن خونه
هیون پیاده میشه
فلیکس رو دوباره میندازه رو کولش
☆: ولمممممممممممممم کن کمکککککککککککککککک
♡: فسقلی داد نزن الکی کسی نی اینجا کمکت کنه
وارد عمارت میشه و میره تو خونه
فلیکس رو میبره تو اتاق
میزارتش رو تخت
میاد بیرون
در اتاق رو قفل میکنه
♡: هوفففف خوبه پنجره ها قفله
درم قفله
فعلا بمونه
تا وسایلش رو بیارن
$: قربان
♡: بله چی شده؟
$: کارا انجام شد
♡: خوبه برو پی کارت
$: چشم
*شب*
میره پیش فلیکس
میبینه فلیکس رو تخت اروم خوابیده
میره کنارش
فلیکس رو تو بغلش میگیره و میخوابه کنارش
محکم فلیکس رو تو بغلش میگیره
و پتو میکشه
و چشاش رو میبنده و به خواب فرو میره
^نصفه شب^ ساعت ۳*
فلیکس اروم بیدار میشه و میبینه تو بغل هیونجینه و هیونجین بغلش کرده
یه لبخند بزرگی میاد رو لبش اخه اون داره عاشق میشه
یه کم خودش رو کش میده و اب رو از میز بغل تخت ورمیداره و یه کم اب میخوره
دوباره سرش رو میزاره رو دست هیونجین و به خواب فرو میره
تو ذهنش این بود که اگر یه کم دیگه هیونجین باهاش مهربون باشه و قربون صدقه بره و مثل پرنس ها باهاش برخورد کنه قول میده که یه لحظه هم نتونه جلو خودش رو بگیره
یکی از بادیگاردا اروم وارد اتاق میشه تا گزارش جدید رو از کارا اعلام کنه
هیون و فلیکس رو تو بغل هم میبینه و با لبخند
خیلی اروم میره بیرون
*ظهر*
فلیکس از خواب بیدار میشه و هیون رو کنار خودش نمیبینه
نگران میشه
به دور و بر نگاه میکنه
میاد بره دست شوییی
درو باز میکنه
یهو هیونجین رو لخت میبینه
جیغ میکشهههههههه
چشاش رو میبنده
♡: جوجه اروم باش چشات رو باز کن
☆: تو لخت چیکار میکنیییییی
چشاش رو باز میکنه
♡: حموم بودم توقع نداری که با لباس برم
کمر فلیکس رو میگیره و میکشه جلو و یه بوس سطحی رو لبای فلیکس میزاره
☆: چیکار میکنییییییییییییی
♡: اروم باش یه بوس بود دیگه اه
☆: بوسم نکن ایشششش
میره دست شویی و کارای مربوطه رو میکنه
میاد بیرون
دست میزنه به لبش
لبخند میزنه
میره از پله ها پایین
میره سمت آشپزخونه که.....
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۱ رو از اول براتون گذاشتم

پارت 26#گابلین*صبح*فلیکس از خواب بلند میشه اروم میره دست شوی...

https://splus.ir/joingroup/ANS8wuCKtj9SyXUV_MHDRQعضو چنلم می...

#گابلین پارت 23 فلیکس جیغ میکشه هیون میدواعه پیش فلیکس فلیکس...

#گابلینپارت 22 صدای هیونجین و بادیگارد رو میشنوه $: قربان چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط