سنگینی نگاه تو لبخند میزند

سنگینی نگاه تو لبخند میزند
شوقیست که بر دل من چنگ میزند

عاشق نبوده ای که بدانی رنج عشق
دردیست که به شیشه دلم سنگ میزند

پس کوچه های نگاهت هنوز آشناست
آنجا که برگ برگ صدایم به تو آهنگ میزند

دیگر مجال و توان نگفتن نمانده است
شاید صدای آمدن توست ، زنگ میزند

باید کجا بروم،جای بی تو نیست
غم خانه ایست که شبانگاه مرا سخت میزند

شاید مسیر را تا ته احساس طی کنم
آنجا که آشنای ترحم به دل تنگ میزند
دیدگاه ها (۱۳)

نامه چارلی چاپلین به دخترش :دخترم! اینجا شب است، یک شب نوئل...

هارمونیکا😍❤️

✍🏼 #بــرادرانــه:♦ #یوسفـــی دیگـر میشــوم ...حتـی اگـر تمام...

کپشن خوانده شود...!!:/

📚#رمان_افتاب_در_حجاب♥️#ادامه_قسمت15و_شروع_قسمت۱۶و بر مى گردى...

محمد شیرین زاده شاعر مشهدی

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

نامه چارلى چاپلين به دخترشجرالدين دخترم از تو دورم ولى يه لح...

⭕️ عشق غرور ⭕️ قسمت چهاردهمفوری از آنجا دور شد آن قدر حالم...

..... باشد ، پسر ها هوس باز ،دنبال گودی کمر و سایز سینه......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط