ﮐﺎﺵ روزگار ﺭﺍ ﺧﯿﺎﻁﻫﺎ ﻣﯽﻧﻮﺷﺘﻨﺪ

ﮐﺎﺵ روزگار ﺭﺍ ﺧﯿﺎﻁﻫﺎ ﻣﯽﻧﻮﺷﺘﻨﺪ

ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺑﺶ ﺭﺍ ”ﻣﺎﮐﺴﯽ” ﻣﯽﺩﻭﺧﺘﻨﺪ،
ﺩﻟﺘﻨﮕﯽﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ”ﺩﺭﺯ”ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ،

ﺭﻭﯾﺶ ﺭﺍ ”ﺧﻨﺪﻩ ﺩﻭﺯﯼ” ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ
ﺑﻐﺾﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ” ﺗﻮ” میگذاشتند
دیدگاه ها (۱)

بعضی ها مثل کبریت میمونندر ظاهر آرام و بی خطرنولی میتونن زند...

بهشت و دوزخ در این جهاندر دستان خود ماستنیکی پاسخ نیکیو بدی ...

‏آدما همیشه بزرگترین ضربه زندگیشونو از کسی میخورن که میگن "ن...

از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند:شما چطور شصـــت سال با هم زندگی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط