دیشب پشت چراغ قرمز بودیم؛ افسر داشت یکیو جریمه میکرد که ا

دیشب پشت چراغ قرمز بودیم؛ افسر داشت یکیو جریمه میکرد که از چراغ قرمز رد شده بود یارو میگفت : ننویس سرکار! جونِ مادرت ننویس! ندیدمت به مولا ..!
اصن ی وضی
دیدگاه ها (۱۱)

احساس غربت ميکنم وقتي کنارم نيستي / با اشک خلوت ميکنم وقتي ک...

محبت تو را می پذیرم بی آنکه دغدغه فردا داشته باشمچون می دانم...

دختره تازه فوقِ ديپلمش رو تو رشته پرورش تخم پرندگان اهلي از ...

خستم خعلی نه اینکه کوه کنده باشم نه!!یه ده بیست دقیقه ای درس...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p19تهیونگ که تا الان مصمم به نظر می ...

خدمتکار منپارت۱۲همه ترسیده بودن چون گلوله به سر جک برخورد کر...

^فیک جونگکوک^(پارت۵۴)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط