یروزی بهش گفتم:میترسم!گفت:از چی؟گفتم:از اینکه حرفای مردم

یروزی بهش گفتم:میترسم!گفت:از چی؟گفتم:از اینکه حرفای مردم جدامون کنه،گفت:تا وقتی من باهاتم فکر هیچی رو نکن!چشمامو باز کردم دیدم جدا که شدیم هیچ،خودشم داره حرف مردمو میزنه....
دیدگاه ها (۲)

دوستم رتبه ی کنکورشو واسم فرستاد..فک کردم واسم شارژ خریده

فـرض کـن بــه عـکــاس بـگـویــــــــم : تـارهـای سـپـیــــــ...

ﻃﺮﺯ ﻗﻠﯿﻮﻥ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍ : ﻗﻞ ﻗﻞ ﻗﻞ ﮔﻠﻮ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺫﻏﺎﻟﺸﻮ ﮐﻢ ﮐﻦ ﻗ...

P¹⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

درود‌ دوستان خواستم بگم‌دیدم بعضی ها به مهتاب زنگ‌زدین یا پی...

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: نهو بعد از اینکه همه چیو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

پارت دوم نماد مرگ

🍷…………………………پارت۷…………………………🍷🌹ویو مین عصبی بودم آنقدر عصبی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط