ای ساقیـ آتش رو،مست از می نابم کن

ای ساقیـ آتش رو،مست از می نابم کن
با یک دو سه پیمانه،مستم کن و خوابم کن
از رنج وغم هستی،فارغ کندم مستی
آبادم اگر خواهی،از باده خرابم کن
در پرتو پیمانه دیدم رخ جانانه
ای زاهد فرزانه دیوانه خطابم کن
با درد و غم عشقت آمیخته شد جانم
خواهی تو ببرخوانم،خواهی تو جوابم کن
میسوزم از این آتش ای ابر کرم باز آ
درسیل فنا غرغه
یکباره در آبم کن
دیدگاه ها (۱)

ای ساقی افسونگر از باده خرابم کنمستم کن و هستم کن سرمست شراب...

ای ساقی افسونگر از باده خرابم کنمستم کن و هستم کن سرمست شراب...

ای ساقی افسونگر از باده خرابم کنمستم کن و هستم کن سرمست شراب...

دلم یک بوسه میخواهد ، بیا امشب خرابم کنبیا امشب ، فقط امشب ،...

یاد آن روز که مست از می نابم کردینگهی کردی و فارغ ز شرابم کر...

سـاقــی بده پیمانه ای ز آن می کـــه بی خویشم کنـــدبر حسن شو...

دلم یک بوسه میخواهد ، بیا امشب خرابم کنبیا امشب ، فقط امشب ،...

دلم یک بوسه میخواهد ، بیا امشب خرابم کنبیا امشب ، فقط امشب ،...

می زدهمی زده شب چو ز میکده باز آیمبر سر کوی تو من ز نیاز آیم...

باز آمدم در میکده تا عهد و پیمان بشکنم پیوند با ساغر خورم ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط