در چشمه ی

در چشمه ی

چشمان تو

مشغول وضویم

تا هر چه که

آزرده مرا با تو بشویم ...
دیدگاه ها (۳)

دهان مردم راکه نمی شود بستحلقه ی بازوانت را تنگ تر کننفسم را...

از نگاهت مثل نسخه پزشکچیزی نمی شود خواند...اما چشم هایت دوای...

تزریق میکنمتو را ... به رگهایمخودت را که نه ...هوایت را این ...

اصلا همین حال وهمین روز وهمین ساعت اصلا به شبهای بدونِ بودنت...

من چشمه‌ی جوشانم و هرگز نزدایدشیرینی اوقات مرا شورش خرچنگ#هم...

فصل دوم بخش چهارم درد از زبان آنتونی part35

تو مرا دیوانه ی دیوانه ی دیوانه کردی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط