بی تو در میکده هر بار به هم می ریزم

بی تو در میکده هر بار به هم می ریزم
می شوم روی خود آوار به هم می ریزم
کوچه ها بی تو غریبند خیابان ها هم
سرِ هر جاده ی هموار به هم می ریزم
حالِ من بی تو خراب است خدا می داند
بی کس و زخمی و تبدار به هم می ریزم
با غمت ساختم و سوختم و دود شدم
مثلِ خاکستر سیگار به هم می ریزم
همه ی پنجره ها سمت تو بازند ولی
در غمِ حسرتِ دیدار به هم می ریزم
دیدگاه ها (۶)

ای تمام شعرهایت مثل دریا خواندنیخاطراتت در دلم مانند رؤیا ما...

‌ ‌‍‍ خدایا عاشقش کن تا بفهمد درد من را..بفهمد روزگار غمگسا...

نمی خواستم که دنیا فال بریزهکه امسال بدتر از پارسال بریزهورق...

من ابرت می‌شوم ؛ باران من باشنگاهت می‌شوم ؛ چشمان من باشکتاب...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

قلب های مرده پارت ۵۶**سه شب بعد – ساعت ۹:۴۷ شب**بارون گرفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط