پارت
پارت ۹:
ا.ت : چیه ساکت شدی الان که داشتی مرگ داداشم و جسدش رو به رخم میکشیدی
ببین تهیکنگ نمیدونم ازم کینه داری یا چی ... اگه قصدت کشتن منه ،..پس لطفا همین الان کارمو تموم کن دیگه نمیتونم نمیکشم ۱۳ س
ته : ا.ت خفه میشیییی( داااادددددددد)
نمیتونی درک کنی چه احساسی دارم نمیتونی!!!!!!
ا.ت : چه احساسی نه چه احساسی
... د بگو دیگه مگه اصلا تو هم احساسات داری ...؟ داشتی که نمیذاشتی به اینجا بکشم
اینجا رو آروم گف: آخه منه احمق اکه یه عقل تو سرم می بود تورو به عنوان بیمارم انتحاب نمیکردم! از همون جلسه ی اول که گفتی
من دوس ندارم میز مانعمون بشه نمیدونم گگگگ گگگگگ گگگگ ( داره مسخرش میکنه )
نبایدددددددددددددد قبوووودللللللللللل میکررررروددددددودودددوودددددددممممممممممممممممم .......
ته: میدونستی اولین و آخرین کسی هستی که ازم نمیرسه و داره تخم تو تخم ( ببخشید منحرف نباشد منظورم تخم چشم تو تخم چشمه) باهام حرف میزنه و بهم تیکه میندازه؟
ا.ت یه بار گفتم ، بازم میگم تو نمیتونی منو درو کنی فقط یه بار کافیه از تو چشای من خودت ببینی ا اون موقه منو کانل درک میکنی و تازه به جواب سوالت که چرا اینجایی هن میرسی
ا.ت : یه الان داری سعی میکنی به من بفهمونی مثلا بهم حس داری... یا از من کینه داری؟ کلا همین دو حالته!
ته: ببن ا،ت ( گوشیش زنگ خورد ... یکم خماری بمونین )
ا.ت : چیه ساکت شدی الان که داشتی مرگ داداشم و جسدش رو به رخم میکشیدی
ببین تهیکنگ نمیدونم ازم کینه داری یا چی ... اگه قصدت کشتن منه ،..پس لطفا همین الان کارمو تموم کن دیگه نمیتونم نمیکشم ۱۳ س
ته : ا.ت خفه میشیییی( داااادددددددد)
نمیتونی درک کنی چه احساسی دارم نمیتونی!!!!!!
ا.ت : چه احساسی نه چه احساسی
... د بگو دیگه مگه اصلا تو هم احساسات داری ...؟ داشتی که نمیذاشتی به اینجا بکشم
اینجا رو آروم گف: آخه منه احمق اکه یه عقل تو سرم می بود تورو به عنوان بیمارم انتحاب نمیکردم! از همون جلسه ی اول که گفتی
من دوس ندارم میز مانعمون بشه نمیدونم گگگگ گگگگگ گگگگ ( داره مسخرش میکنه )
نبایدددددددددددددد قبوووودللللللللللل میکررررروددددددودودددوودددددددممممممممممممممممم .......
ته: میدونستی اولین و آخرین کسی هستی که ازم نمیرسه و داره تخم تو تخم ( ببخشید منحرف نباشد منظورم تخم چشم تو تخم چشمه) باهام حرف میزنه و بهم تیکه میندازه؟
ا.ت یه بار گفتم ، بازم میگم تو نمیتونی منو درو کنی فقط یه بار کافیه از تو چشای من خودت ببینی ا اون موقه منو کانل درک میکنی و تازه به جواب سوالت که چرا اینجایی هن میرسی
ا.ت : یه الان داری سعی میکنی به من بفهمونی مثلا بهم حس داری... یا از من کینه داری؟ کلا همین دو حالته!
ته: ببن ا،ت ( گوشیش زنگ خورد ... یکم خماری بمونین )
- ۳۱۰
- ۰۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط