آیینه می شوم به تماشا که می رسی
آیینه می شوم به تماشا که می رسی
قبل از طلوع روشن فردا که می رسی
قلبم شکسته ،مرهم و درمان فقط تویی
دستم به دامنت به دل ما که می رسی؟! آن روز عطر نرگس و یاس و اقاقیا
در شهر می وزد به مسیحا که می رسی
دریا به پای تو چه صدف ها... چه موجها
می آورد عزیز دل ما که می رسی
چشمان من که لایق دیدار صبح نیست
آیینه می شوم به تماشا که می رسی
قبل از طلوع روشن فردا که می رسی
قلبم شکسته ،مرهم و درمان فقط تویی
دستم به دامنت به دل ما که می رسی؟! آن روز عطر نرگس و یاس و اقاقیا
در شهر می وزد به مسیحا که می رسی
دریا به پای تو چه صدف ها... چه موجها
می آورد عزیز دل ما که می رسی
چشمان من که لایق دیدار صبح نیست
آیینه می شوم به تماشا که می رسی
- ۲.۰k
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط