" قشنگ ترین اشتباه "

" قشنگ ترین اشتباه "

part : ²⁷

_ از یه طرف هم قابل اعتمادی هم....
خب بذار واقعیتو بگم....از یه طرف هم واقعا عاشقتم !!
تو این چند وقت که با هم بودیم مخفیانه دوستت داشتم....
عجیبه ولی خب....واقعیته !!
پس خیلی رک میگم که هیچ حق انتخابی نداری و مجبوری نقش دوست دخترم رو بازی کنی !!
قبول ؟!

ذره ذره ی حرفاش رو که میشنیدم همه چیز دونه دونه برام روشن میشد‌....
طبیعی بود که دخترا بترسن از رابطه با یه مافیا....اما من چی ؟!
چی تو من دیده که فکر کرده من میتونم اون آدم درسته باشم ؟!
حین حرفا داشتم فکر میکردم که قبول کنم....
اما وقتی گفت مجبورم نقش بازی کنم....له شدم !!
چرا گفت فقط نقش بازی کنم ؟!
من که دیوانه وار تشنه رابطه با اونم....
منم اونو دوست دارم....ولی اون اینو نمیدونه !!
یعنی بگم ؟!
نگم ؟! نمیدونم !!
ولی خب چاره ایم ندارم....
تهش که قبول میکنم....ولی نه !!
انقد زود قبول نمیکنم باید سوال کنم....
گفتم....

+ از کجا میدونی ندارم ؟!

_ هوم ؟!

+ از کجا میدونی دوستت ندارم ؟!

_ یعنی میخوای بگی....

+ آره....
دوستت دارم !!

بلند شد و به سمتم اومد....
نمیدونم چی میخواست ولی سر جام ایستادم....منتظر یه حرکت بودم !!
قدش خیلی ازم بلند تره....
کمی خم شد روی صورتم....نفسای داغش پوستم رو قلقلک میداد !!
با یه پوزخند معنا دار لب زد....

_ عاشق بد کسی شدی کوچولو !! (پوزخند)

+ منظورت چی....

با قرار گرفتن لباش روی لبام حرفم تو دهنم دفن شد....
لباش رو روی لبام حرکت میداد و بی وقفه میبوسید....طوری که انگار خیلی برای این لحظه صبر کرده !!
حس خوبی داشتم....
انگار که منم کلی برای این لحظه صبر کردم....و واقعا همینطوره !!
اولش خشکم زده بود و خواستم جدا بشم....
که با دستش پشت کمرمو گرفت و اجازه نداد....دیگه تقلا نکردم !!
چشمامو بستم و دستامو پشت گردنش حلقه کردم.‌‌...
نا بلد همکاری میکردم....فقط ¹⁷ سالمه !!
اولین بارم بود....
کمی بعد دست از این کار برداشت و بهم زل زد....
لب زد....

_ پس از این لحظه به بعد تو مال منی !!

+ معلومه که هستم....

محکم بغلش کردم و اونم متقابل در آغوش گرفتم و بوسه ای روی پیشونیم کاشت....



ادامه دارد....

¹⁸ لایک
دیدگاه ها (۶)

" قشنگ ترن اشتباه "part : ²⁸کمی بعد ازم فاصله گرفت و گفت.......

" قشنگ ترین اشتباه "part : ²⁹خلاصه سوار ماشین شدیم و راه افت...

" قشنگ ترین اشتباه "part : ²⁶مشکوک میزد....چرا تو اتاق ؟! یع...

" قشنگ ترین اشتباه "part " ²⁵چند مین بعد با حس کردن دست کسی ...

رمان دریای عشق پارت ۱۷ ( جهش زمانی به فردا شب) ویو یونا داشت...

تکیدو فنای گللللل یه بازی دارم که از روی عکسا باید بفهمی چه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط