زنده ام ،هرچه زدی تیغه به شریان نرسید

زنده ام ،هرچه زدی تیغه به شریان نرسید
خیز بردار ببینم خطری هم داری؟

زخم از این تیغ و تبر تا که بخواهی خوردم
عشق من ، ارّه ی تن تیز تری هم داری...
دیدگاه ها (۲)

پریشان میکنی دل راخیال وحال ومحفل راچه میدانستم از اول بدین ...

ما چون زِ دری پای کشیدیم، کشیدیمامّید زِ هر کس که بریدیم، بر...

در آغوشِ خود بارِ دیگر بگیر"من"، این موجِ از هر طرف رانده را...

خبر نکرده می آید! بدون همهمه استبلایِ عشق همین است! بی مقدمه...

بقیشساسکه پشت میز تحریرش نشسته بود.میزی از چوب بلوط اعلا و ح...

فیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط