پدرخوانده
پدرخوانده
ـــــــــــــــــــــــــــ
پارت ۲۹
از زبان راوی بعد از دعوا جک ویوری جونگ کوک به جک گف چمدونا را بزاره تو ماشین تا برن بعد از چند مین راه افتادند رفتن سمت فرودگاه
ویو یوری
به سمت فرودگاه رفتیم بعد از چند مین دیدم ماشین وایساد جک گف
¢رسیدیم
- باشه
از ماشین پیاده شدیم ورفتیم داخل وقتی رفتیم لیسا و یونا را دیدم خیلی خوشحال شدم و دویدم سمتشون
+سلام دخترا
¥$سلام چطوری
+خوبم پس عمو جیمین کجاست
£الان میاد اهان اون هاش
+عمو جیمین اومد سمتون و بهش سلام کردیم ورفتیم سوار هواپیما شدیم که بعد از چند مین هواپیما بلند شد همینطوری داشتم به بیرون نگاه میکردم که دیدم جونگ کوک سرش را گذاشته رو شونم و خوابیده وقتی به قیافش نگاه کردم ته دلم لرزید قلبم تند تند میزد همینطوری داشتم به صورته بی نقصش نگاه میکردم که یدفعه بیدار شد
-عا ببخشید خوابم برد رو شونت
+نه مشکلی نیس میگم که......
-بگو
+هیچی ولش کن مهم نیس
-باشه
بعد از چند مین مهماندار اومد ناهار را داد ورفت ناهار را خوردیم ومن کم کم خوابم برد بعد از چند ساعت بیدار شدم دیدم شبه مگه چقدر خوابیدم
+جونگ کوک من چند ساعته خوابیدم
-۴ساعته خوابی
+اها خب نرسیدیم
-نه یه چند دیقه دیگه میرسیم
+اوک
ـــــــــــــــــــــــــــ
پارت ۲۹
از زبان راوی بعد از دعوا جک ویوری جونگ کوک به جک گف چمدونا را بزاره تو ماشین تا برن بعد از چند مین راه افتادند رفتن سمت فرودگاه
ویو یوری
به سمت فرودگاه رفتیم بعد از چند مین دیدم ماشین وایساد جک گف
¢رسیدیم
- باشه
از ماشین پیاده شدیم ورفتیم داخل وقتی رفتیم لیسا و یونا را دیدم خیلی خوشحال شدم و دویدم سمتشون
+سلام دخترا
¥$سلام چطوری
+خوبم پس عمو جیمین کجاست
£الان میاد اهان اون هاش
+عمو جیمین اومد سمتون و بهش سلام کردیم ورفتیم سوار هواپیما شدیم که بعد از چند مین هواپیما بلند شد همینطوری داشتم به بیرون نگاه میکردم که دیدم جونگ کوک سرش را گذاشته رو شونم و خوابیده وقتی به قیافش نگاه کردم ته دلم لرزید قلبم تند تند میزد همینطوری داشتم به صورته بی نقصش نگاه میکردم که یدفعه بیدار شد
-عا ببخشید خوابم برد رو شونت
+نه مشکلی نیس میگم که......
-بگو
+هیچی ولش کن مهم نیس
-باشه
بعد از چند مین مهماندار اومد ناهار را داد ورفت ناهار را خوردیم ومن کم کم خوابم برد بعد از چند ساعت بیدار شدم دیدم شبه مگه چقدر خوابیدم
+جونگ کوک من چند ساعته خوابیدم
-۴ساعته خوابی
+اها خب نرسیدیم
-نه یه چند دیقه دیگه میرسیم
+اوک
- ۳.۰k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط