درد من از تنهايي بود ....
درد من از تنهايي بود ....
اما تو به اصرار شريک اين غمم شدي ....
خواستي که همراهم باشي ....
اما تو به مانند گرگ درنده اي بودي ....
که طعمه اش را به بازي گرفته است ....
در هر بازي زخم زيبايي به او ميزدي ....
تا آرام آرام از پا بي افتد .....
بيا و تماشا کن ....
شکارچي زبر دستي هستي .....
صيدت ديگر رمقي به تن ندارد ....
زخم آخر را بزن ... تا ديگر زجر بيشتري نکشد ....
**** ****
تقديم به دوست دل شکسته ام .....
N.....B
اما تو به اصرار شريک اين غمم شدي ....
خواستي که همراهم باشي ....
اما تو به مانند گرگ درنده اي بودي ....
که طعمه اش را به بازي گرفته است ....
در هر بازي زخم زيبايي به او ميزدي ....
تا آرام آرام از پا بي افتد .....
بيا و تماشا کن ....
شکارچي زبر دستي هستي .....
صيدت ديگر رمقي به تن ندارد ....
زخم آخر را بزن ... تا ديگر زجر بيشتري نکشد ....
**** ****
تقديم به دوست دل شکسته ام .....
N.....B
- ۳۳۶
- ۰۲ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط