تـــوویِ روزِگــــــــــاری کِـــــه

تـــوویِ روزِگــــــــــاری کِـــــه

یِه پِـسَـر ۱۸ سـالِـه با مـــوهـــــــایِ اُتـــو کِشـیــدِه

و اَبـروهــایِ شــِـیـــطــــــــــــانــی

و صـــورَت شـــــیــش تـیــــــــــغ شُـــده

با مــا‌شـــین' شاســــــــــــــی بُـلـنـد بـابـاش

مـیشـِه مـَــــــــرد رُؤیـــاهـــــا

ما هَـمـون نامَـــــــــرد بِـمـونـیـــم بـِهـــتَــره
دیدگاه ها (۱)

به ماندن تو عاشقم...به رفتن تو مبتلا...شکسته ام ولی ...

گل مریم برای دیدنت دیوانه خواهم شدنگاهم کن که از بوییدنت دیو...

می شود یارا مرا یک بوسه مهمانم کنی ؟من گنه کارم مرا در سینه ...

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردمتو مهری و تو نوری تو عشقی...

P23موهاش رو روی شونه هاش ریخت و از اتاق خارج شد،باباش مشغول ...

KIM V

KIM V

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟑تقریبا سیگار اون پسر د...

[اونا هیچی درباره ما نمیدونن] part 1

«رایحه پنهان»] - اَ... اَه...سریع دستش رو جلوی دهنش گرفت.- و...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

پارت ۳۸ صدای قدم‌ها در راهروی خالی بیمارستان می‌پیچید.تق... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط