مادربزرگـــــم هميشه ميگفت :
مادربزرگـــــم هميشه ميگفت :
قلبت که بي نظم زد ،
بدون که عاشقي …
اشکت که بي اختيار سرازير شد ،
بدون که دلتنگي …
شبت که بي خواب گذشت ،
بدون که نگراني …
روزت که بي شوق آغاز شد ،
بدون که نااميدي …
سينت که بي جا آه کشيد ،
بدون که پُرحسرتي …
دلت که بي دليل گرفت ،
بدون که تنهائــــــي …
امروز تو نيستي مادربزرگ ،
امّا …
اما من به همهٔ اون حرفات رسيدم !
ايکاش قبل ِ رفتنت ، چارهٔ اين وقتايي که
برام پيش بيني کردي رو هم ميگفتــــــي …
روحت شاد
قلبت که بي نظم زد ،
بدون که عاشقي …
اشکت که بي اختيار سرازير شد ،
بدون که دلتنگي …
شبت که بي خواب گذشت ،
بدون که نگراني …
روزت که بي شوق آغاز شد ،
بدون که نااميدي …
سينت که بي جا آه کشيد ،
بدون که پُرحسرتي …
دلت که بي دليل گرفت ،
بدون که تنهائــــــي …
امروز تو نيستي مادربزرگ ،
امّا …
اما من به همهٔ اون حرفات رسيدم !
ايکاش قبل ِ رفتنت ، چارهٔ اين وقتايي که
برام پيش بيني کردي رو هم ميگفتــــــي …
روحت شاد
- ۵۱۰
- ۳۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط