سرانجام

سرانجام
روزی با تو
وداعی آبی
خواهم کرد
تو از من خواهی پرسید
مگر وداع هم رنگ دارد
آن هم به رنگ آبی
من در جواب تو
فقط چشمانم را می بندم
تو کجایی که مرا یاد کنی
من که دلتنگ توام...
تنگی قلب من از رفتن توست ..
تو کجایی که مرا شاد کنی..
من که غمگین توام..
غم من حاصل فقدان تو و خنده توست..
ای که از رفتن تو غمگینم ..
خاطراتت زده آتش به دلم ..
روزگاریست که از خاطره هایت مستم..
کاش میشد که مرا یاد کنی.
دیدگاه ها (۳)

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

بیا سیراب کن امشب ، لبان تشنه آبم رانوازش کن تنم ، از من بگی...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

می شود از عشق تو دیوانه شد دیوان نوشتصد غزل از آن نگاه و دید...

خیمه شب باز پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط