رمان:دنیای وارونه
رمان:دنیای وارونه
پارت۹
مایک و ال میرن پیش ویل و هالی
ال:هعی
مایک:هالی🤨
هالی:یا خدا اون مایک
ویل:ههههه سلام
مایک:سلام و درد
هالی:هی ویل بیا فرار کنیم
مایک:وایسید کجا دارید میرید
ویل:الفرار
هالی:بدو بدو داره میرسه
ویل:وای نه ال قدرت داره
مایک:ال با قدرتت اونا رو برگردون دارن دور تر میشن
ال:هی آقای مایک خودت بدو بزار تنها باشن دیگه
مایک:نه ال خب قدرتت
ال: نمیشه
مایک و ال میرن دنبال اون دو تا
فلش بگ اون ور پارک>>
هالی و ویل پشت صندلی قایم شده بودند
هالی:هعی من تو کوله پشتیم مشروب آوردم
ویل:واقعا
هالی:بیا مست شیم
ویل:مخالفم
هالی:بیا دیگه پسر جذاب
هالی به زور به ویل مشروب میده و هر دوشون مست میشن
هالی:هعی پسر جذاب داداشم داره میاد
مایک:هالی دهنت سرویسه
هالی:هیس
ویل:هعی مایک و ال بیاین ما رو بگیرین
ال:گیرتون آوردم شیطونا
هالی:اومم تو الی
ال:آره من الم
مایک:ویل دهنت رو سرویس میکنم هالی تو هم همینطور بیا بریم خونه
هالی:نه من نمیام من پیش ویل میمونم
مایک:هالی خفه شو بیا بریم
ویل بلند میشه و دست هالی رو میگیره و تو صورت مایک نگاه میکنه در حالی که خیلی مشروب خورده بود
ویل:(استفراغ میکنه تو لباس مایک)
هالی حسابی میخنده
هالی:هعی داداشم رو عصبانی کردی ویل منم دارم بالا (استفراغ میکنه تو لباس ال)
ویل هم میخنده
ویل:هعی تو هم استفراغ کردی رو ال
هالی: اوه اوه تو دردسر افتادیم
ال:هالی😡
مایک:ویللل😡
ویل:میدونی چیه منم هالی رو دوست دارم
ویل و هالی هر دوشون میخندن
خخخخخخخخ
مایک:دهن هر دو تاتون فردا سرویسه فهمیدید بیاید بریم خونه سریع
هالی:نچ نچ نچ
مایک:به مامان میگم مشروب خوردی و شب اومدی با ویل پارک
هالی:مامان خودشم مشروب میخوره من به اون رفتم پس اشکالی نداره اون موافقه هر کاری میخوای بکن🤣🤣
ال:چقد کثیف شدم مایک بیا این دو تا رو جمع کنیم
مایک:موافقم ال اما این دوتا بنظر میاد خیلی مشروب خوردن
ال:پس یکاری میکنم
ال یک سیلی به صورت هالی و یک سیلی به صورت ویل میزنه و با بطری آب که برای خودش و مایک روی اون ها آب میریزه و اون دو تا سر عقل میان
هالی:یا خداااا
ویل:چه خبرههه
ال:نگاه کن چیکار کردید
هالی:ال معذرت میخوام
مایک:هالی این دفعه واقعا دهنت سرویسه
هالی:ویل به گا رفتیم
ویل:دقیقا
اون چهار تا شب بر میگردن خونه
مایک:تو ویل چرا با خواهر من اونم نصفه شب رفتی بیرون
ادامه پارت بعدی
پارت۹
مایک و ال میرن پیش ویل و هالی
ال:هعی
مایک:هالی🤨
هالی:یا خدا اون مایک
ویل:ههههه سلام
مایک:سلام و درد
هالی:هی ویل بیا فرار کنیم
مایک:وایسید کجا دارید میرید
ویل:الفرار
هالی:بدو بدو داره میرسه
ویل:وای نه ال قدرت داره
مایک:ال با قدرتت اونا رو برگردون دارن دور تر میشن
ال:هی آقای مایک خودت بدو بزار تنها باشن دیگه
مایک:نه ال خب قدرتت
ال: نمیشه
مایک و ال میرن دنبال اون دو تا
فلش بگ اون ور پارک>>
هالی و ویل پشت صندلی قایم شده بودند
هالی:هعی من تو کوله پشتیم مشروب آوردم
ویل:واقعا
هالی:بیا مست شیم
ویل:مخالفم
هالی:بیا دیگه پسر جذاب
هالی به زور به ویل مشروب میده و هر دوشون مست میشن
هالی:هعی پسر جذاب داداشم داره میاد
مایک:هالی دهنت سرویسه
هالی:هیس
ویل:هعی مایک و ال بیاین ما رو بگیرین
ال:گیرتون آوردم شیطونا
هالی:اومم تو الی
ال:آره من الم
مایک:ویل دهنت رو سرویس میکنم هالی تو هم همینطور بیا بریم خونه
هالی:نه من نمیام من پیش ویل میمونم
مایک:هالی خفه شو بیا بریم
ویل بلند میشه و دست هالی رو میگیره و تو صورت مایک نگاه میکنه در حالی که خیلی مشروب خورده بود
ویل:(استفراغ میکنه تو لباس مایک)
هالی حسابی میخنده
هالی:هعی داداشم رو عصبانی کردی ویل منم دارم بالا (استفراغ میکنه تو لباس ال)
ویل هم میخنده
ویل:هعی تو هم استفراغ کردی رو ال
هالی: اوه اوه تو دردسر افتادیم
ال:هالی😡
مایک:ویللل😡
ویل:میدونی چیه منم هالی رو دوست دارم
ویل و هالی هر دوشون میخندن
خخخخخخخخ
مایک:دهن هر دو تاتون فردا سرویسه فهمیدید بیاید بریم خونه سریع
هالی:نچ نچ نچ
مایک:به مامان میگم مشروب خوردی و شب اومدی با ویل پارک
هالی:مامان خودشم مشروب میخوره من به اون رفتم پس اشکالی نداره اون موافقه هر کاری میخوای بکن🤣🤣
ال:چقد کثیف شدم مایک بیا این دو تا رو جمع کنیم
مایک:موافقم ال اما این دوتا بنظر میاد خیلی مشروب خوردن
ال:پس یکاری میکنم
ال یک سیلی به صورت هالی و یک سیلی به صورت ویل میزنه و با بطری آب که برای خودش و مایک روی اون ها آب میریزه و اون دو تا سر عقل میان
هالی:یا خداااا
ویل:چه خبرههه
ال:نگاه کن چیکار کردید
هالی:ال معذرت میخوام
مایک:هالی این دفعه واقعا دهنت سرویسه
هالی:ویل به گا رفتیم
ویل:دقیقا
اون چهار تا شب بر میگردن خونه
مایک:تو ویل چرا با خواهر من اونم نصفه شب رفتی بیرون
ادامه پارت بعدی
- ۷۱۱
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط