در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود

در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود
آه می ترسم که دارد باز طوفان می شود

آرزوهایم همین کاخی که برپا کرده ام
زیر آن طوفان سنگین سخت ویران می شود

خوب می دانم که یک شب در طلسم دست تو
دامن پرهیز من تسلیم شیطان می شود

آنچه از سیمای من پیداست غیر از درد نیست
گرچه گاهی پشت یک لبخند پنهان می شود

عاقبت یک روز می بینی که در میدان شهر
یک نفر با خاطراتش تیر باران می شود
دیدگاه ها (۴)

تــــــــــو " جـا " زدی مــــــــــن " جـا " خوردم او " ج...

ﻧﺎﺯ ﮐــﻦ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﻏــــــﺮﻕ ﺗﻤﻨــﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡﺗﺎ ﻗﯿـــــﺎﻣﺖ ﺷــ...

اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارمسعادتی ست تو را داشتن که من ...

شعرقشنگیه اگه اشکت جاری شد التماس دعایارقیة بنت الحسین(ع)دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط