آسمان برای لحظه ای قرمز شد تا تو توقف کنی

آسمان برای لحظه ای قرمز شد تا تو توقف کنی
تمام خیابان را بغض بند آورده بود
و دستان منجمدم همچنان تو را فریاد میزدند،
آنرا شال گردنی سفید تو میشنید
حتی کفشهایت برای ماندن زمین را چنگ میزدند،
اما تو بی تفاوت به تمام این حقایق
رفتی
دیدگاه ها (۱)

( last minute )

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

ابلیس

سناریو: ماه سرخ

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁰﴿ویو ات﴾صدای بلندگو که قطع شد، تمام را...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۱روایت از ...

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۷ (از زبان راوی ) بعد از چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط