unknown

unknown
part⁸



4سال بعد که درسش تموم میشه برای کار برمیگرده کره و الان یک سالی هست که توی یکی از معتبر ترین کلینیک های کره کار میکنه

پایان فلش بک
ویو نارا:

دلم براش می‌سوخت. زندگی سختی داشت . ولی فقط کافی بود رو فراموش کنه و به زندگی الانش برسه
درسته جای زخم همیشه میمونه اما دردش یه روزی ناپدید میشه

ویو سوهی:

آیششششششش ، کمرممم ،
مبلاشون چرا اینجوریه
حس خفگی دارم انگار یکی یه چیزی رو محکم میکنه تو حلقم
چشمام سیاهی میره
چیزی درست نمیتونم ببینم
فقط میتونم جیغ بزنم

سوهی : نارااااااااااا( جیغ) نارا دارن خفم میکنن( جیغ)

نارا: خفه شو ( داد) منم بابا ، بیا این آب رو کوفت کن

سوهی : تازه بیناییم برگشته بود که با چهره عصبی و دست به کمر نارا مواجه شدم ، قیافش خنده دار شده بود

سوهی : شبیه این زنای باردار شدی که دو هفته دیگه بچشون به دنیا میاد

نارا: عهه؟ وضع خودت رو دیدی ؟ تو هم شبیه این دخترایی شدی که انگار ۱۵ تا راند. رفتن

سوهی:


ادامه دارد...





حمایت میکنی خوشگله؟💔




#فیک
#فیکشن
#فیک_بی_تی_اس
#fake
دیدگاه ها (۰)

unknown part⁹سوهی: خیلی بیشعوری نارا: تو بیشتر سوهی : خب حال...

unknown part⁷سوهی: نارا، به نظرت اگه مامانم نمیمرد الان باب...

بانو فالوشهhttps://wisgoon.com/mammy_kalira

unknown part⁶نارا:این حس شیشم نیست ، اسمش تجربه است، تجربه س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط