پ۷ف۴ +سلام سحر جون آدم ک با عشقش قهر نمیکنه _عشقی ک دروغ
پ۷ف۴ +سلام سحر جون آدم ک با عشقش قهر نمیکنه _عشقی ک دروغ بگه نمیخوام تو هم تقصیر کاری ها +ببخشید گ...ه خوردم خوبه بار آخرمه آبجی اشکانو ببخش منم ببخش سحر دیگ تکرار نمیشه عشقم _ حالا ببینم چی میشه ولی اشکانو نمیبخشم سحر پا شد رفت توی اتاق من کنار اشکان نشستم +میخوایی همینجوری ببخشتت ی کادویی با ی گل بگیر بیا معذرت خواهی کن زود پاشو اشکان پاشد وآماده شد _ممنون آبجی +خواهش زود باش اشکان رفت و تنایی نشستم ب کارای بد نکردم فکر کردم _عمع دلم نمیگیره بیا یکو اذیت کنیم +باش کیو _عمه سحرو +ن مگ سرم روی گردنم زیادی کرده عمو میلاد چطوره _عالی نقشه رو با مهراد ریختیم ک اوکیش کردیم واس اجرا منتظر موندیم میلاد بیاد میلاد با مهرداد اومد نقشع شروع شد من سطل آب یخو ریختم روی دوتاشون مهراد هم فیلم میگرفت +یخ زدین آخی سردتونه زبونمو در آوردم و اونام دمبالم کردن تا اینکه بابا اومد و نزاشت منو بزنن بعد ناهار هی فیلمو نشونشون دادم و خندیدیم سحر با اشکان هم آشتی کرد و بعدش رفتم کلاس بازیگری و شب برگشتم و ازخستگی خوابم برد
- ۱۹.۰k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط