یک وقت هایی باید "دوستت دارم " هایی که در گلویت مانده را

یک وقت هایی باید "دوستت دارم " هایی که در گلویت مانده را قورت بدهی..
نه که مغرور باشی؛
نه که دست هایت را بسته باشند
نه که مُهر به لب هایت زده باشند؛ نه!
بعضی وقت ها فقط نمیشود و چاره ای جز سکوت نداری...
و کاش این "دوستت دارم" های خاک خورده ی ته دلت ، سر نخورد روی گونه هایت..
دیدگاه ها (۲۸)

باور کن تـوباید باشی... باید باشی و کنار شمعدانی ها،زیر نور ...

و آن کسی را که دوست دارینصف دیگر تو نیستاو توییاما جایی دیگر...

‌به سال‌ها بعد فکر می‌کنم!به زیبایی سپیدی موهایمانمیدانستی؟پ...

یک روز چشم وا می کنی و می بینیهمه ی فصل ها و ماه ها و روزها ...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁰آتش آرام می‌سوخت و نور نارنجی رنگش...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

پارت ۳۱ارتباط چشمی برقرار کردند، برای چند لحظه. چون ناروتو س...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط