کودکی عاجزانه صدایم کرد.....

کودکی عاجزانه صدایم کرد.....
گل میخری ؟گل بخربرای عشقت ....
گفتم اگر عشقم دادبه عشقش چی ؟ کودک لحظه ای ایستادو گفت ....
گل هایم فروشی نیست ! .....
دیدگاه ها (۵)

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

مهمونی پارت ۵۰

Hiاومدم با یه تکپارتیبا کمی کمک از هوش مصنوعی امیدوارم خوشتو...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁹به سمت‌شان رفتیم.جی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️هیچ‌کس چیزی نگفت.نام روزیر روی دیوار می‌در...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_21فروشنده لب های ژل زده اش ر...

بعضی آدم‌ها را نمی‌شود از زندگی بیرون کرد…حتی وقتی رفته‌اند،...

پارت ۱۰ ........ محاصره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط