برگرد نگذار باز اواره این شهر و اون شهر بشم برگرد نجاتم ب

برگرد نگذار باز اواره این شهر و اون شهر بشم برگرد نجاتم بده برگرد این بدن زخمی را التیامش بده برگرد تا فرش قرمزی برایت پهن بکنم به کهکشانها فقط برگرد
دیدگاه ها (۱)

کدوم ساحل دنج پهلوی تو نشینم پی ردی از بوی تو

ﺍﻟﮑﯽ ﺍﻣﯿﺪ ﻭﺍﺭﺵ ﻧﮑﻦ …ﺍﻟﮑﯽ ﺩﻟﺨﻮﺷﺶ ﻧﮑﻦ …ﺍﻟﮑﯽ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﻮ ﺭﺳﯿﺪﯼ ﺯﻧﮓ ...

ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡﺑﺎ ﻫَﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻧﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﻝ ﺑَﻠﮑﻪ ﯾﻪ ﻋُﻤﺮﺑِﺬﺍﺭ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﯼ ﺑﺎ...

ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ۱ﺳﺎﻝ ﺩﺭﮎ ﺧﻮﺍﻫﯽﮐﺮﺩ !!ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ...

#حکایت_قدیمی در قدیم یک فردی بود در همدان به نام " اصغر آوار...

حکایت اصغر آواره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط