شوگا:چند سالته؟

شوگا:چند سالته؟

ا.ت:۲۱

شوگا:منم۲۳ سالمه

تو راه دیگه حرفی بینمون زده نشد که دیدم
ماشین وایساد

شوگا:پیاده شو

پیاده شدم که با یه خونه ی...البته خونه که نه با یه قصر مواجه شدم

شوگا:دنبالم بیا

رفت سمت در منم باهاش رفتم در رو زد که یه خدمتکار اومد در رو باز کرد

خدمتکار:خوش اومدید ارباب

شوگا رفت تو که منم دنبالش رفتم که گفت

شوگا:باید چندتا قانون رو بهت بگم

رفت رو مبل نشست که منم رفتم نشستم

شوگا:خب از الان بگم اگر قانون هارو زیر پا بزاری بد جور تنبیه میشی فهمیدی

ا.ت:آ.. آره

شوگا:خوبه
۱ منو جلوی خدمتکار ها ارباب صدا می‌کنی
۲ حق نداری بدون اجازه ی من بری بیرون حتی تو ی حیاط
۳ فحش دادن و دعوا ممنوع
۴ فرار نکن چون هرجا باشی پیدات میکنم
۵ تو خدمتکار شخصی منی هر روز سر ساعت ۶ پا میشی و برام صبحونه درست می‌کنی و بعد بیدارم می‌کنی شام و ناهار هم با تو
۶ باید رسمی باهام حرف بزنی فهمیدی؟

ا.ت:بله

وای مگه اینجا زندانه این همه قانون اخه؟

شوگا:خوبه به خدمتکار ها میگم اتاقت رو بهت نشون بدن و لباست هم برات بیارن

ا.ت:ممنون ام راستی میشه بدونم شغلتون چی؟

شوگا:من رئیسه بزرگ ترین باند مافیای کرم

ا.ت:ا...آها

شوگا پا شد و به سمت یکی از خدمتکار ها رفت و بعد به سمت یکی از اتاق ها رفت که فکر کنم اتاق خودش بود خدمتکار اومد سمتم و گفت

خدمتکار:ارباب گفتن که شما رو به سمت اتاقتون هدایت کنم

ا.ت:آها ممنون راستی اسمت چی؟

خدمتکار:رایا

ا.ت:منم ا.تم

رایا:خوشبختم

ا.ت:منم همین طور

با رایا به سمت اتاقم رفتیم که...

اینم از پارت دو حمایت یادت نره🤍🦢
دیدگاه ها (۲)

با رایا به سمت اتاقم رفتیم که رایا در رو برام باز کرد واقعا ...

در رو باز کردم و وارد شدم که دیدم شوگا پشت میزش نشستها.ت:ام ...

با صدای در نگاهم رو به در دادم که پدرم با یه پسر خوشتیپ اومد...

رفیم سوار ماشین شدیم که کوک ماشین رو روشن کرد و به سمت شهربا...

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط