میروم از سر راهت گله ای نیست که نیست

میروم از سر راهت گله ای نیست که نیست
گرچه سخت است ولی مساله ای نیست که نیست

میروم طعنه نزن بر سر قولم به خدا
هی نگو زود برو، حوصله ای نیست که نیست

تازه می فهمم از این خنده ی تلخم که عجب
بین لبخند و جنون فاصله ای نیست که نیست

بیخود از قسمت و از جور زمان هیچ نگو
در جوابت چه بگویم بله ای نیست که نیست

دو سه دیوان همه از سوز تو در دل دارم
خفه از درد دلم قابله ای نیست که نیست

میروم از سر راهت تو فقط اخم نکن
در سرم غیر همین مشغله ای نیست که نیست

دیدگاه ها (۸)

دلِ من لَک زده ، از دوری تو آب شدهنبض قلبم به نفس های تو ب...

تونباشی همه زندگیم بی معناست.وجدا ازتوشدن آخرتی بی دنیاست.می...

من غلامت بودم تو چکردی با من    من وصالت بودم تو چه کردی بام...

ناز چشمان قشنگت اینچنین مستم نکن گوشه ی میخانه ها با باده پی...

سلاممممم چطورین؟اینم خدمت شما [ازمایشگاه سرد]♧فصل اول♧پارت پ...

اعتماد پارت|۱۲۵|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط