دستم به تو نمیرسد اما... در شعر هایم جایت میدهم....

دستم به تو نمیرسد اما... در شعر هایم جایت میدهم....
دیدگاه ها (۲)

در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی... باز در خاطرم آمد که مت...

گفتم شب مهتاب بیا ناز کنان گفت.. آنجا که منم حاجت مهتاب نباش...

دامنت با باد می رقصد...لبانت با نسیم....

ای که دلم زدیدنت ندیده روی خوش ولی...چه چاره ای کند دلم گر ن...

دستم به تو نمیرسد ، ستاره شبهای مناما نگاهم هر شب ، آسمان تو...

دستمــ به بودنت نمیرسداما طوری دوستت دارم که بودنی ترین شخص ...

شعر هایم را برایت مینوسم زین به بعدتا قلم هم شاهد مجنون گری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط