دید آخر با غزل هایت هوای شد دلم

دیدے آخر با غـزل هایت هوایے شد دلم؟
بعد ازآن شیرین زبانیها چه حالۍشد دلم؟

اشتیـاقِ عـاشقے را، در نگاهت خوانده ام
اینچنین درگیـرِ چشمانت، فدایے شد دلم

مـن بـه اعجازِ غـزل بر قلب ایمان داشتم
باهمین اشعارِ تو مَسحور و جانے شد دلم

بیتِ آخر حرفهـاے، این دلِ در بندِ توست
در هوایِ تـو عجب سر به هوایے شد دلم

مے نویسم این غزل با عشق تقدیمِ تو باد
خوبِ من درفصلِ بۍباران بهارے شد دلم

❤️❤️
دیدگاه ها (۱)

هر زندر سکوت خودمردی را پنهان کرده است.گاهی که زندگی حواسش ن...

حضــرتـِــ ؏ــشـق ♥️بفرما ڪه دلم خانه تـــوستـــ . . .سرعقل ...

تو را در صفحه‌ی این دل تماشا می‌کنم گاهیازاین واگویه‌های خود...

چہ انتظارے دارےایوب نیستم منصبر ندارد دل من بعدِ تـــو گر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط