سناریو
سناریو:
وقتی برادرته و برات خواستگار میاد
نامجون: خدایا مرسی که صدامو شنیدی
جین: یعنی این عنتر قراره دامادمون بشه؟
شوگا: پسر بدبخت نمیدونه داره پا تو چه جهنمی میزاره (خنده)
جیهوپ: یعنی من بالاخره راحت شدم؟
جیمین: هی پسره میدونستی ا/ت با پسر صغرا و کبرا و کوکب قرار میذاشته؟
تهیونگ: حالا مهریه قراره چقدر باشه؟
جونگکوک: آخیششش دیگه کسی نیست خوراکیامو بخوره
وقتی برادرته و برات خواستگار میاد
نامجون: خدایا مرسی که صدامو شنیدی
جین: یعنی این عنتر قراره دامادمون بشه؟
شوگا: پسر بدبخت نمیدونه داره پا تو چه جهنمی میزاره (خنده)
جیهوپ: یعنی من بالاخره راحت شدم؟
جیمین: هی پسره میدونستی ا/ت با پسر صغرا و کبرا و کوکب قرار میذاشته؟
تهیونگ: حالا مهریه قراره چقدر باشه؟
جونگکوک: آخیششش دیگه کسی نیست خوراکیامو بخوره
- ۲۱۸
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط