در ایستگاه ..

در ایستگاه ..

دیگر منتظر کسی نیستم
هر که آمد
ستاره از رویاهایم دزدید
هر که آمد
سفیدی از کبوترانم چید
هر که آمد
لبخند از لب هایم برید
منتظر کسی نیستم ،
از سر خستگی در این ایستگاه نشسته ام ..
دیدگاه ها (۱)

ﻳﺎ ﺭﺏ ﺍﻳﻦ ﺷﻤﻊ ﺩﻝ ﺍﻓﺮﻭﺯ ﺯ ﮐﺎﺷﺎﻧﻪ ﮐﻴﺴﺖ ﺟﺎﻥ ﻣﺎ ﺳﻮﺧﺖ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﮐﻪ ﺟ...

ﻳﺎ ﺭﺏ ﺍﻳﻦ ﺷﻤﻊ ﺩﻝ ﺍﻓﺮﻭﺯ ﺯ ﮐﺎﺷﺎﻧﻪ ﮐﻴﺴﺖ ﺟﺎﻥ ﻣﺎ ﺳﻮﺧﺖ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﮐﻪ ﺟ...

در ایستگاه ..دیگر منتظر کسی نیستمهر که آمدستاره از رویاهایم ...

یه بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنم بهش گفتم مامان اگه من...

«آخرین ایستگاه»نیلا اولین بار جیهوپ رو توی ایستگاه قطار دید....

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

𝐑𝐎𝐎𝐙𝐁𝐄𝐇 𝐁𝐄𝐌𝐀𝐍𝐈 💚بــرایِ جـایِ خـالـیِ نـبــودنـتدارم بــهـای...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط